تبلیغات
goftego - قبیله‌ی ایسم‌‌ها

قبیله‌ی ایسم‌‌ها

تاریخ:جمعه 22 اردیبهشت 1396-04:48 ب.ظ



مفیدستان:

داستان


قبیله‌ی ایسم‌‌ها


کودک و نوجوان > آثار نوجوانان – مغازه‌ی لوازم‌برقی‌فروشی تمام ال‌سی‌د‌ی‌هایش را روشن کرده و هر کدام برنامه‌ای را نشان می‌دهد. سفیدبرفی سر تک‌تک کوتوله‌ها را می‌بوسد و پدری کشیده‌ی محکمی توی صورت بچه‌اش می‌خواباند.

هروقت دیگری بود، تا خود صبح می‌ایستادم و برنامه‌هایش را قروقاطی نگاه می‌كردم. بوی قهوه و كباب از این‌طرف و آن‌طرف خیابان با هم قاطی می‌شود. با دیدن چهارراه «جهان‌كودك» چشم‌هایم برق می‌زند.

همیشه تصور می‌كردم وسط چهارراه مجسمه‌ی چند كودك در حال بازی عموزنجیرباف باشد. به نشانی نگاهی می‌اندازم. خیابان «نلسون ماندلا»، توی پرانتز «آفریقا».

به یك سمت می‌روم و از كسی می‌پرسم كوچه‌ی كمالی كجاست. طوری نگاهم می‌كنند انگار پرسیدم قبر نلسون ماندلای خدابیامرز كجای خیابان است. وقتی قیافه‌‌ی كج‌و‌كوله‌ی نفر دوم و سوم را می‌بینم، می‌فهمم اشتباه آمده‌ام و باید خیابان را آن‌طرفی بروم.

از دور سعی می‌كنم اسم كوچه را بخوانم، اما نمی‌توانم. آخرش پیدا می‌شود. كوچه‌ی كمالی. می‌دوم. مهتاب هول‌هول می‌گوید: «بدو بدو دیر شد.» به ساعت نگاه می‌كنم.

– اشكال نداره بابا! خیلی زود بریم فكر می‌كنن ندیدبدید هستیم!

وارد ساختمان می‌شویم و از پله‌ها بالا می‌رویم. مهتاب در سالن را باز می‌كند. یك میز خیلی بزرگ با بلندگو و مانیتور توی اتاق گذاشته‌اند. خانم بابایی با دیدن ما لبخند می‌زند و به خانم بلندقدی معرفی‌مان می‌كند: «از دانشجوهای خوب من هستن. خیلی كتاب می‌خونن.»

مهتاب روی یك صندلی می‌نشیند و غرغر می‌كند: «ای كاش تیپ بهتری می‌زدیم!… ای وای! دوربین فیلم‌برداری هم كه دارن!… ای وای من كتاب رو نخوندم!…» و با شال آبی‌اش ورمی‌رود. خانم مدیر جلسه شروع به حرف‌زدن می‌كند و همه ساكت می‌شوند.

چندبار خمیازه‌ام می‌گیرد، اما جلوی خودم را می‌گیرم. می‌دانم روسری‌ام به طرز فجیعی كج شده، اما نمی‌توانم حتی توی گوشی نگاهی بیندازم. مهتاب گوشه‌ی دفترم می‌نویسد: «گشنمه».

همان‌موقع چای و شیرینی می‌آورند. خنده‌ام می‌گیرد و با دیدن قیافه‌ی خانم مدیر جلسه، زبانم را گاز می‌گیرم كه نخندم. بعضی‌ها طوری تا كمر خم شده‌اند و خط به خط می‌نویسند كه انگار قرار است ازشان امتحان بگیرند.

خانم روبه‌رویی شیرینی‌اش را كه اندازه‌ی قوطی‌كبریت هم نیست با جان‌كندن به هشت قسمت تقسیم می‌كند و یك تكه را توی دهانش می‌گذارد.

خانمی در حال نقد كتاب است. ناتورالیسم‌ها و سمبولیسم‌ها با هم در حال جنگ‌اند. فكر می كنم ناتورالیسم پیروز می‌شود. حتی اسمش هم خفن‌تر است. بعد از یك ساعت حرف‌زدن نقدش را با چند تا قوم و قبیله‌ی دیگر تمام می‌كند و همه دست می‌زنند. مدیر جلسه نگاه تحسین‌آمیزی می‌كند و رو به جمع می‌گوید: «حالا خوشحال می‌شیم نظر شما رو هم بشنویم.»

مهتاب می‌گوید: «تو كتاب رو خوندی. تو بگو.»

می‌گویم: «من از این سبك‌ها سردرنمی‌آورم.»

مهتاب زیر گوشم می‌گوید: «ناتورالیسم، رئالیسم، سمبولیسم، فوتوریسم…» و چندتا ایسم ایسم دیگر كه بیش‌تر اعصابم را خرد می‌كند.

دلم می‌خواهد مثل كودكان دبستانی فقط بگویم كتاب خوبی بود. عالی بود. من دوستش داشتم. از ترس این‌كه اشتباه تلفظ كنم، بی‌خیال این سبك‌ها می‌شوم و فقط به رئالیسم و سوررئالیسم فكر می‌كنم. خانم مدیر با پوزخند نگاهم می‌كند و می‌گوید: «خانم…»

نمی‌گذارم حرفش را تمام كند و بی‌اختیار می‌گویم: «سوررئالیسم…» و چند جمله از كتاب را می‌خوانم و یك فلسفه هم از خودم درمی‌آورم. اسم چند تا كتاب را كه به نظرم خفن‌تر می‌‌آید با هم می‌گویم و با یك نفس عمیق ساكت می‌شوم.

با تردید به بقیه نگاه می‌كنم كه انگار تازه از خواب بیدار شده‌اند. مهتاب شروع به دست‌زدن می‌كند و بعد بقیه هم دست می‌زنند. دوربین فلش می‌زند و من با تعجب به لنز دوربین نگاه می‌كنم.

برمی‌گردم و خانم بابایی را می‌بینم كه برایم چشمك می‌زند.

لیلا موسی‌پور، خبرنگار جوان از تهران

تصویرگری: فاطمه صدیقی، خبرنگار جوان از تهران



لینک منبع

بازنشر: مفیدستان


عبارات مرتبط

مطلب قبیله‌ی ایسم‌‌ها در سایت مفیدستان
برای دریافت مطالب مفید به سایت مفیدستان مراجعه فرمایید.


لینک منبع و پست :قبیله‌ی ایسم‌‌ها
http://mofidestan.ir/%d9%82%d8%a8%db%8c%d9%84%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d9%85%e2%80%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you strengthen your Achilles tendon?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:27 ق.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It actually was a
leisure account it. Look complicated to more brought agreeable from
you! By the way, how can we communicate?
How long will it take for my Achilles tendon to heal?
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:58 ق.ظ
Somebody necessarily assist to make significantly articles I would state.
This is the first time I frequented your website page and to this point?
I surprised with the research you made to create this particular publish incredible.
Wonderful job!
Can you lose weight by doing yoga?
شنبه 14 مرداد 1396 04:11 ب.ظ
Greetings! I've been following your site for some time now and finally got the courage to go ahead and give you a shout out from Dallas Texas!
Just wanted to say keep up the good work!
leslidanoski.blog.fc2.com
جمعه 13 مرداد 1396 09:29 ب.ظ
Hi there, You have done a great job. I will definitely digg it
and personally suggest to my friends. I am sure they will be benefited from this website.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر